قصه ي كرمان
this blog is about kerman and kerman's story
۸/۳۰/۱۳۸۲
شب چنان تيره كه شب پيدا نيست
عشق اما پيداست
سايه ي آمدنت در راه است
روز بايد باشد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر