۹/۲۰/۱۳۹۰

تنفر خدایان از زن‌ها



ترجمه‌ی آزاد:
ونداد زمانی
v.zamaani@gmail.com

اوفیلیا بنسون و جرمی استنگروم، سردبیران یکی از معروف‌ترین سایت‌های منکرِ خدایان به نام «پروانه‌ها و چرخ‌ها»، در کتاب «آیا خدایان از زنان متنفرند؟» انواع واکنش‌ها و رفتارهای خدایان مذاهب مختلف را با زنان جوامع مختلف بررسی کرده‌اند. آنها با ارائه‌ی یک تصویر سراسری از زن‌ستیزی موجود در جهان تلاش دارند تا ریشه‌های آن را در خشم خدایان نسبت به زنان بیابند.

جالب است که آنها به هیچ وجه ناچار نیستند از کشفیاتِ مردم‌شناسانی که بر اساس مدارک و آثار محدود بازمانده از دوران بسیار کهن بوده، دست به تبیین فرضیه‌هایی درباره‌ی رفتار ستمگرانه‌ی خدایان با زنان بزنند. همان‌طور که نویسندگان کتاب نشان می‌دهند، در دنیای معاصر نیز نمایندگان مذاهبی با قدمت‌های چند هزار ساله وجود دارند که با سرسختی تمام مشغول توهین به زنان و آزار آنها هستند.

در استان «ظفرا» واقع در شمال نیجریه، دختر ۱۳ ساله‌ایی به نام «باریه ابراهیم» که توسط پدر خودش وادار به خودفروشی شده است محکوم به ۱۸۰ ضربه شلاق می‌شود. رئیس محکمه‌ی شرعی استان در مورد حکم اجرا شده گفته است: «ما حکم خدا را اجرا کردیم و بنابراین جای هیچ نگرانی نیست».


در اورشلیم، یهودیان متعصب در خیابان‌ها «پلیس نجابت» راه انداخته‌اند تا در دل زنان جوانی که به خود اجازه می‌دهند با مردان جوان محله حرف بزنند و یا لباس‌هایی بپوشند که حتی قسمت‌های معمولی بدنشان را نپوشانده، وحشت ایجاد کنند. آنها بدون مجوز وارد خانه‌هایی می‌شوند که دختران و پسران با هم در آن دیده شده‌اند. در اتوبوس‌ها زنان و دختران را مجبور می‌کنند تا در انتهای اتوبوس و جدا از جمعیت بنشینند و این اواخر گزارش اسیدپاشی به صورت دختری ۱۴ ساله نیز ثبت شده‌است.

در مناطقی از هند که هندوهای متعصب اکثریت جامعه را تشکیل می‌دهند، از یک زن بیوه‌ی هندی انتظار می‌رود که بعد از مرگ همسرش یا دست به خودکشی بزند یا ترک دنیا کند و بقیه‌ی عمرش را به معابد هندو خدمت کند. ماجرای زن‌ستیزی پروردگاران در دنیای کاتولیک‌ها و مورمون‌های مسیحی نیز با همین شدت وجود دارد.

اوفیلیا بنسون که از سردبیران اصلی مجله‌ی «فیلسوفان» نیز هست، می‌گوید: «مذهب ضرورتاً سازنده و برپا کننده‌ی ایده‌ها و قوانین زن‌ستیز نیست ولی با مغشوش و متوهم نگه داشتن قوانینی که در این زمینه ارائه‌ می‌دهد به سنت‌های رفتاری زن‌آزار در جوامع نوعی قداست مذهبی می‌بخشد».

به همین خاطر، کتاب «آیا خدایان از زنان متنفرند؟» به کالبدشکافی ادعاهای خودخواهانه‌ی مردان زن‌ستیز می‌پردازد که از هر دلیل و خرافاتی برای توجیه اذیت و آزار زنان استفاده می‌کنند. آنها از این طریق می‌خواهند نشان دهند که اعتقادات مذهبی خواسته یا ناخواسته سنگر و سکوی همیشگی حمله و هجوم مردان «زن‌آزار» بوده است.

تمام مذاهب بزرگ و اصلی جوامع انسانی زمانی به عرصه‌ی وجود رسیدند که ارزش زنان در جامعه بیشتر از دام‌های اهلی نبود و انعکاس این نوع جایگاه توسری‌خورده و زبون از زنان با صراحت تمام در متون مذهبی به وفور یافت می‌شد. دو نویسنده‌ی آتئیست بدون هیچ پرده‌پوشی بعد از جمع‌آوری نمونه‌های مشترک رفتار زن‌ستیز خدایان موجود در روی زمین، به سراغ انواع توجیهاتی می‌روند که قصد پاپوش گذاشتن بر نفرت خدایان نسبت به زنان دارند.

اولین توجیه مذهبی که بویژه در دوران معاصر از طرف کلیسای کاتولیک و روحانیت اسلامی به گوش می‌رسد این است که «خدا با زنان بد رفتار نمی‌کند بلکه فقط رفتار متفاوتی را برای آنها در نظر گرفته است». نمایندگان مذاهب فوق اذعان می‌کنند که برای حفظ شرافت و اصالت زنان است که آنها را به ماندن در خانه‌ها تشویق می‌کنند. به اعتقاد آنها، برای زن‌ها پسندیده است که از محافل و موسسات اجتماعی که معمولاً توسط مردان اشغال شده است دوری ‌گزینند.


خانم بنسون توجیه فوق را زیرکانه و فریبنده می بیند. او در این زمینه در کتاب خود آورده است که «اعطای مسئولیت کمتر و بی‌اهمیت‌تر به زنان در درازمدت باعث شد که زنان عملاً از قافله‌ی تمدن اجتماعی و تبعات آن نظیر علم، قدرت و ثروت دور بمانند». او معتقد است که احترام به زن از طریق جدا کردن او از جامعه و در پستو نگه‌داشتن‌ا‌ش در عمل منجر به تخطئه‌ی اصالت و شرافت زن شده است.

توجیه دوم و معاصر‌تر زن‌ستیزی مذهبیون در این نهفته است که اذعان می‌کنند مخالفت با ارزش‌های مذهبی و نوع رفتار مذهب با زنان ریشه‌ی استعماری دارد و اعتراضی است که از طرف امپریالیست‌ها و مزدوران‌شان مطرح شده است. از دید نویسندگان کتاب «آیا خدایان از زنان متنفرند؟»، این توجیه مظلوم‌گرایانه نیز با زیرکی تمام به انکار واقعیت اصلی می‌پردازد.

حقیقت انکارناپذیر این است که اعتراض به موقعیت ناجوانمردانه‌‌ی زنانی که حق تدریس، حق ورود به مراجع قضایی و قانون‌گذاری، و حق رای ندارند، به جرم رابطه‌ی جنسی سنگسار و محکوم به مرگ می‌شوند و حتی حق اختیار فرزند و همسرگزینی از آنها سلب شده، چیزی نیست که خارجیان و نمایندگان استعمار به راه انداخته باشند.

نرم‌ترین توجیه درباره‌ی نفرت خدایان از زنان که در چند دهه‌ی اخیر از ارج و قرب بیشتری برخوردار شده، در این منطق نهفته است که قوانین خدا و مذهب توسط فرصت‌طلبان و مردمی که افکار شرک‌آمیز قبیله‌ایی دارند سو‌ءتعبیر شده است و متون مذهبی در حقیقت و همیشه مدافع برابری زنان و مردان بوده است.

نویسندگان کتاب «آیا خدایان از زنان متنفرند؟» با آنکه با قاطعیت تمام معتقدند که مذاهب در خوشبین‌ترین حالت خود همچنان وسیله‌ و توجیه مقدسی برای تمدید فرهنگ زن‌ستیزی هستند، درباره‌ی انگیزه‌ی این دسته از مذهبیون و توجیه‌شان کمی سخاوت به خرج می‌دهند. آنها امیدوارند که نمایندگان این مذاهب که ادعا می‌کنند در کتاب‌های مذهبی خبری از بی‌عدالتی نسبت به زن‌ها نیست با بصیرت و نگاه انتقادی دقیق‌تری متون مذهبی را به زیر ذره بین ببرند.

از دید نویسندگان کتاب فوق، شواهد و مدارک ضد زن در متون مذهبی بیش از آن است که در صورت داشتن صداقت و ذهن انتقادی سالم بتوان آن را کتمان کرد. به عقیده‌ی خانم بنسون و همکار محقق‌اش آقای استنگروم، بکارگیری ذهن انتقادی و به چالش کشیدن تابوهای اخلاقی، سنتی و عرفی، یکی از مهم‌ترین راه‌حل‌ها برای پایان دادن به تراژدی عظیم بشری است که نیمی از ساکنان زمین را در طول تاریخ از تک و تاب انداخته است.

ارسال یک نظر