۵/۱۷/۱۳۹۲

کتاب انشاء نگاری – طنزی دیگر از صمد بهرنگی


بمناسبت دوم تیر ۱۳۱۸ زادروز صمد بهرنگی

برای دانش آموزان و داوطلبان کنکور و متفرقه و بویژه عموم.

اگر میخواهید در امتحان انشاء نمره بیست بگیرید.

همین حالا همین مقاله را بخوانید.

از ص.آدام

اولش می خواستم هوسی را که از سالها پیش مثل خوره در تنم افتاده است با پرداختن کتابی در فن انشاء نویسی و ائین نویسندگی برای کودکان شیرخواره اقناع کنم، اما بعد دیدم که بهتر است این کتاب را وقتی بنویسم که شاهکارام آئین جفتک پرانی برای عموم، را که بیست سال بعد خواهم نوشت، چاپ زده باشم و نامم در صدر نویسندگان نامدار معاصر آن زمان ثبت شده باشد و دیگر احتیاجی نداشته باشم که کتاب هایم را زیر بغل بزنم و ببرم سر کلاس و با تهدید و وعده اب کنم تا تو سری خور ناشر نباشم.

کتابی که ذیلا برای خوانندگان عزیز می نگارم:انشانگاری و فوت و فن آن برای دانش آموزان عزیز و داوطلبان کنکور و امتحانات متفرقه و بویژه عموم نام دارد.

البته کتاب من از صدها کتاب انشانگاری دیگر که همه روزه در تهران و غیر تهران مثل قارچ از زمین می روید جامع تر و مفید تر است.

اینجا دو چیز را باید – گر چه واقعیت هم نباشد- فرضا قبول کنید:١ – فرض میکنیم که بنده کارمند فرهنگم- مثلا معلم- تا بتوانم تفریطی قابل ملاحظه از وزارتخانه گیر بیاورم و بعلاوه بتوانم خودم کتاب خودم را به دانش آموزان بفروشم و منت ناشر را نکشم ٢ – فرض می کنیم که بنده سابق بر این دانشجوی فعال داشنکده ادبیات بوده ام تا بتوانم مقدمه ای از به اصطلاح استادی در بیاورم تا همه مرا نویسنده ای با نفوذ و کارمندی دانشمند بدانند. بدین ترتیب یک چیز دیگرمعلوم می شود و آن این که استاد دانشگاه اگر بدرد هیچ کاری هم نخورد دستکم بدرد مقدمه نویسی می خورد.

حالا می رسیم بکتاب بی بدیل و نظیر خودم.روی جلد پس از عنوان چنین نوشته شده:

مولف: نویسنده و کارمند با ذوق آقای (اسم وشهرت من) با مقدمه دانشمندانه و شیرینی به قلم جناب آقای فلان استاد کرسی بهمان در دانشکدۀ ادبیات.

در صفحه اول نوشته شده:

نظر وزرات فرهنگ در بارۀ تالیفات مولف این کتاب آقای …(اسم وشهرت من)

«نظر به اصرار و الحاح کشنده ای که چندی پیش در حضور مقام مبارک وزارت فرهنگ بعمل آوردید قرار شد در هزار منهای نهصد و نود نهمین جلسه شورای عالی فرهنگ مورخ قلب الاسد تابستان ایلان ایل کتاب شما مورد تقدیر و توجه قرار گیرد.»

امضا و مهر

در صفحه ۶ بعد مقدمه فاظلانه و برحق استاد محترم دانشگاه نوشته شده

مقدمه ای پر مغز از یک استاد دانشگاه

نگارنده این کتاب …(اسم و شهرت من) که تا چندی پیش در دانشکده ادبیات سرگرم تحصیل بوده و فعلا به شغل شریف کارمند فرهنگی اشتغال دارد از دانشجویان پروجنب و جوش و با استعداد و با ذوق و هنرمند و دانشمندی بود

بالای سرش زهوشمندی

میتافت ستارۀ بلندی

(منظور استاد بنده هستم)

نگارش این انشاهای متنوع یکی از شهود عدل این مدعاست. دراین انشاها وقتی در بحر نفساینات غوطه ور می شوید و از «دروغگوئی» دم می زند و زمانی به یاد «لولهنگ»آن عنصر باستان جاوادان سمبل ما ملت شش هزار ساله نغمه سر می دهد.

امید است که روزی این مشت خرواری شود و این دانه انباری و اندک بسیاری و نگاشته های اینده ایشان(منظور استاد بنده ام) رساتر و پخته تر از آب درآید و از جهات لفظی نیز از طعن خرده گیران مصون ماند.

نام و اسم و رسم استاد محترم

بعد مقدمه مولف یعنی خودم نوشته شده :

مقدمه مولف

بسم الله الرحمن الرحیم

دانش آموزان عزیز: این جانب این کتاب را که همین الان کتابفروشی یا خود من به شما قالب کردم. با هزاران خون دل و آرزو تالیف نموده ام. مثلا این پول مولی به جیب بزنم(و در حقیقت همه آرزوهایم همین است) شاید با خود بگویید که اگر ما کتاب ترا نخریم تو از کجا می توانی پولدار بشوی>

اما حقیر فکر اینش را هم کرده است.

در نظر دارم جند تا بخشنامه راجع به کتابم از ادارات محترم فرهنگ بگیرم و ضمیمه کتابم کنم.آنوقت شما اگر توانستید نخریدش.

باری مقدمه ام تمام شد.

حالا متن کتاب را فصل به فصل بخوانید:

قسمت اول

راه آسان نوشتن انشاء در چند درس مفید.

درس اول:

همانطور که من می دانم و شما هم می دانید مقصود از انشا نوشتن این است که چیزهائی به وسیله قلم(یا مداد و خودکار) روی کاغذ بنویسیم،

درس دوم: حالا که درس اول را خوب یاد گرفتید و دانستید که شرط اول خوب انشا نوشتن این است که باید چیزهائی به وسیله قلم(یا مداد و خودکار) روی کاغذ بنویسیم میتوانیم درس دوم را هم یاد بگیرید وا نشاهای خوب خوب بنویسید.

درس سوم:

در نظر داشتم که دستکم بیست درس آموزنده برای شما دانش آموزان عزیز و داوطلبان متفرقه و عموم ترتیب بدهم ولی حالا که می بینم قادرید با همین سه درس هم انشا های خوب خوب بنویسید. درس ها را خاتمه می دهم و می پردازم به دومین قسمت کتاب

قسمت دوم

بهترین انشاهای امتحانات نهائی و متفرقه

انشای شماره یک

شهر پتل بورت-دبستان کج و معوج – نویسنده قاسم کوری

موضوع فواید دروغگویی

البته بر ما دانش آموزان عزیز مثل آفتاب واضح و مبرهن است که دروغگویی فواید بسیار دارد. یکی از صفات حمیدۀ آدمی همانا دروغگویی است. در سایه دروغ است که آدم می تواند به نام «حق عضویت سازمان جوانان شیروخورشید سرخ ایران»از دده اش پول در بیاورد و به مخارج ضروری تری مثل آب نبات و کرایۀ دوچرخه و غیره برساند. بچه هایی که همیشه راستگویی را پیشه خود کرده اند. هرگز مزه بستنی و دوچرخه سواری را نچشیده اند. پس بنابر این ما دانش آموزان عزیز از این انشا چنین نتیجه می گیریم که مه باید همیشه دروغ بگوئیم تا در این دنیا خوشبخت و درآن دنیا سعادتمند باشیم. این بود موضوع انشای امروز که من نوشتم.(نمره امتحانی٢۰ )

انشای شماره ٢

ده علی ویران- اسم مدرسه در چاپخانه گم شده- نویسنده ندارد- موضوع:بهار را تعریف نمائید.

تا آنجا که ما دانش آموزان عزیز میدانیم همانا بهار یکی از فصول چهارگانه سال است. در این فصل ما مستراحهایمان را خالی میکنیم و پای درختان میدهیم در این فصل بوی گندوکثافت سراسر ده را پر میکند. به هر کوچه ای که گام بگذاری کود و نجس روی هم انباشته شده است. بهار فصل پر فایده ای است. جون همانا در این فصل است که منهای جمعه ها و دهها تعطیلی دیگر چهارده روز پشت سرهم تعطیلی داریم و می توانیم در صحرا کار کنیم و بیل بزنیم و وقتمان را در مدرسه هدر نکنیم. البته ما دانش آموزان عزیز از این موضوع انشا چنین نتیجه می گیریم که باید بهار را دوست بداریم. این بود موضوع انشا که آموزگارمحترم برای امتحان فرموده بود.(نمره امتحانی ٢۰ )

انشای شماره ۳

نویسنده:دانش آموز کلاس ششم دبستانی در قصبه ای نزدیکی تبریز- موضوع:سه ماه تعطیلات تابستان را چکار کردید بنویسید؟

همانطور که می دانیم اولا ماه خرداد که شروع شد همه دبستان تعطیل شد و همه شاگرد رفت پی کار خود .من اول رفتم«عجب شیر» و چند روز از آن جا مهمان ماندم و بعد از چندین روزها آمدم باینجا پدرم چندین تا گوسفند خرید بردم آن گوسفند را از صحرا چریدم و هم با پدرم از درخت های بادام،بادام چیدم و چند روز هم روزها را این طور گذراندم و بعد از بادام ها درخت بادام تمام شد باز شروع شدم گوسفندان را بردم از صحرا چریدم هم می خواندم و شیه میکردم که خدا من دوست هایم جدا شده و بعد با خودم گفتم که عیب ندارد بعد از چند روز ها باز با دوست هایم از یکجا درس می خوانم این طور روزگار گذراندم. الحمدالله که ماه شهریور هم رسید آمدم بدبستان اسم نویسی کردم و بعد از چندین روز آمدم بدبستان این بود موضوع من که سه ماه تعطیلات را نوشتم

(نمره ندارد)

………….

………….

انشای شماره هزار و نودم

فقط موضوع انشا معلوم است- موضوع: کرگدن بهتر است یا لولهنگ؟

البته بر ما دانش آموزان عزیزواجب و مبرهن است که بگوئیم لولهنگ بهتر است چون حتی رنگ کرگدن را هم ندیده ایم. از طرفی دیگر اگر مختصری در باره موضوع فوق فکر بهتر کنیم زود درک خواهیم کرد که یکی از صفات حمیده و خصال پسندیده هامنا لولهنگ می باشد. لولهنگ برای ما فواید شایانی دارد.اری ،لولهنگ است که آدمی را از اوج ذلت به حضیض رفعت سوق می دهد. لولهنگ است که آدم را خوشبخت و بدبخت می کند. پس ما دانش آموزان عزیز از این موضوع انشا چنین نتیجه می گیریم که باید همیشه احترام لولهنگ را نگاهداشته باشیم. این بود انشای من درباره موضوع عبرت انگیز.

(نمره امتحانی٢۰)

صفحه آخر کتاب:

توجه کنید:

نگارنده این کتاب در نظر داشت نمونه هائی از آثار و انشاهای نویسندگان نامدار معاصر هم در کتابش بگنجاند که ضیق وقت و نزدیکی ماه مهر و باز شدن مدارس مانع شد.

نگارنده و مولف

پشت جلد کتاب نوشته شده:

از همین نگارنده

١ – آئین جفتک پرانی برای عموم(زیر چاپ)

٢ – آئین نویسندگی برای شیرخوارگان(زیر چاپ)

پایان

ارسال یک نظر